محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1551
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باب الياء مع الالف يغما - غارت - و نيز نام شهرى از تركستان منسوب بخوبرويان . مثال هر دو معنى امير معزى فرمايد : بيت زهى ستارهء خوبان خلخ و يغما * بدلبرى دل ما را همى كند يغما يلدا - شبى را گويند كه درازترين شبها باشد در تمام سال و آن شب اول زمستان است كه اول جدى باشد [ 1 ] . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت كه در هند رفتم بكنجى فراز * چه ديدم چو يلدا سياهى دراز يارا « 2 » - قدرت و توانائى باشد [ 2 ] . مثالش مولانا جامى گويد : بيت « 1 » زليخا گفت ديوى را چه يارا * كه بنمايد چنان شكل دلارا مع الباء يوب - [ بضم ياء ] در نسخهء ميرزا بساط و فرش
--> ( 1 ) - كلمه از « ن » است . ( 2 ) - كلمه در « س » نيست . ( 1 ) و بعضى گويند شب يلدا يازدهم جدى است . و نام يكى از ملازمان عيسى عليه السلام نيز بوده است . ( برهان ) . ( 2 ) و زهره و دليرى را گويند و مجال و فرصت را نيز گفتهاند .